𝐕𝐢𝐧𝐜𝐞𝐧𝐭

معمولی بودن، جاده‌ای هموار است؛ اما روی آن گلی رشد نمی‌کند.

𝐭𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐢𝐧𝐞

𝐭𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐢𝐧𝐞

تازگیا به جایی رسیدم که فقط نوشتن حالمو خوب میکنه، دیگه حوصله فیلم دیدن یا کتاب خوندن رو ندارم، مثلا کتاب مورد علاقمو سفارش دادم ولی وقتی اومد بازش کردم و انداختمش توی قفسه و الان داره خاک میخوره، برکینگ بد، مستر ربات و وقتی زندگی بهت نارنگی میده رو دانلود کردم و اونا هم دارن الان خاک میخورن.. ای بابا دلم نارنگی خواستتت، الان میبینم ساعتمو یه ماهه نزدم تو شارژ و نمیدونم کجاس اصلا، ده‌ها کانال سین نزده توی تلگرام دارم، دیگه کمتر میرم توییتر و اخرین پست تستچیم هم واسه سال پیشه.. توی پلتفرم نويسنده هم امروز بعد یه ماه تازه پست گذاشتم، شاید بخواطر سال پیشه، کلی ادم بد اومد سر راهم، و دارم همشونو اروم اروم از زندگیم پرت میکنم بیرون.. همون قدیمی ها کافیمن، از سرمم زیادن البته بعضیاشون، بلاگیکس هم خلوت شده دیگه کسی نیست و فقط بعضیا موندن.. خیلیا برگشتن جایی که بودن خیلی هم رفتن.. ولی جایی که من قبلا بودم نابود شده.. بعنی نابود بوده فقط من نمیدیدم،

چرا اصلا یه جای جدید نسازیم؟.. 💔😭